جمعه بیست و نهم آبان 1388
عاشقی که
غسل نکرده باشه
...حکما عاشقه
!! نفسش هم تبرکه
پ.ن: گویا بعد غسل
همه چیزعوض می شه
!پ.ن2: به همان ورمان می گیریم
!
یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388
ادمها با داشتن استدال های عقلی و منطقی بنده ی احساسات و دل بستگی هایشان هستند
با خود کلنجار می روند
به نتیجه نمی رسند
فشار می اورند
از حد الاستیک می گذرند
تغییر نا پذیر می شوند
می شکنند
می برند
تصمیمات احمقانه می گیرند
با گذشته زندگی می کنند و اینده ی خود را به یک ورشان می گیرند
عادت داریم به حسرت خوردن
گویی حسرت برایمان واجب است
زود بزرگ می شویم
و پیر می شویم
می خندیم
چرندیات می گوییم
می خندیم
و به یک ورمان می گیریم!
پ.ن:به خاطره یک مشت جیلی بیلی
پ.ن:چیه به این مسائل که رسید ما هم ادم شدیم؟