تا كي در انتظار گذاري به زاريم
باز آي بعد از اين همه چشم انتظاريم
ديشب به ياد زلف تو در پرده هاي ساز
جانسوز بود شرح سيه روزگاريم
بس شِكوه كردم از دل ناسازگار خود
ديشب كه ساز داشت سر ناسازگاريم
شمعم تمام گشت و چراغ ِ ستاره مُرد
چشمي نماند شاهد شب زنده داريم
شرمم كُشَد كه بي
تو نفس مي كشم هنوز
تا زنده ام بس است همين شرمساريم
تاهست تاج عشق توام برسر،اي غزال
شيرين بُوَد به شره غزل شهرياريم
پ.ن: شهريار عاشق بود و ديگران هم عاشقند!! فرقشون در چيه؟
من چه
تلخم امروز!
پ.ن:تلخ،زهرمار،كوفت،تخ...!!!،هرچي دوست داري روش بزار.
پ.ن:احتمال خطر گازگرفتگي هم هست.
هر كجا هستم، باشم
به درك!
من كه بايد بروم!
پنجره، فكر، هوا، عشق، زمين، مال خودت
پ.ن: همچنان خواهم داد!!! (کنکور)