چند روز پیش داشتم ارشیوم و می خوندم انقد باهاش حال کردم . کلی خوشم اومد. یاد مدرسه قبلیم افتادم .تا حالا فکرش نمی کردم یه روز از خوندن این نوشته هام خوشم بیاد یا برام ارزشی داشته باشه. ولی الان دارم می بینم چقدر باحاله. خوشم اومد. بازم می خوام بزنم تو نخ خاطره نویسی. ولی نمی شه دیگه نمی شه .دیگه کاری نمی کنم. دیگه چیزی ندارم که بنویسم. اصلا زندگیم دیگه نوشتن نداره. نمی دونم . ولش. می گما یواش یواش داره مهر می شه. خاک تو سرشون کنم. اصلا حس کنکور ندارم. راستی تابستون امسال و چطوری می گذرونین؟؟ امسال که اصلا به من حال نداد. از هزار و یک نقشه ای که برا تابستون داشتم یکیش عملی شد. البته عملی شدن اون یکی هم دست من نبود خودش خواست و شد. نمی دونم ولش. بیا همون به زندگی و خدا گیر بدیم.
پ.ن: لو رفتم! ای لعنت به هرچی ادمه دهن لقه بخصوص خودم.
پ.ن: کاشکی زودتر یادش می افتادم.حیف که دیر شده !
دنيا را بد ساخته اند.........
کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند.
و اين رنج است .
زندگي يعني اين....
پ.ن:نمی دونم موقه افرینش من خدا چی ساخته اخه کدوم موجود تو گرمای ۴۰درجه سرما می خور؟؟
پ.ن: نمی دونم چرا هرکاری می کنم قانع نمی شم که به من هیچ ربطی نداره و هر کاری دلش بخواد می تونه انجام بده و من هیچکاره اش هستم
تف به این زندگی.
چرا ما ادما اینطوری هستیم؟ چرا از دهن حرف نمی زنیم؟ چرا؟تا پامون به دانشگاه باز می شه می شیم روشنفکر اون موقه اس که از تو کون حرف می زنیم از تو کون نصیحت می کنیم.بعد موقه عمل حرفای خودمون می افته حرفای خودمون و پشم هم حساب نمی کنیم . اینه زندگی کردن؟
بعد می گم پست هستیم همه تعجب می کنن همه بهشون بر می خوره. اره پست هستیم.مردم پستی هستیم. پست پست پست. نمی دونم چرا. مگه مجبوریم حرفی بزنیم که نتونیم روش وایستیم.
وقتی عقیده ای در مورد یه موضوع داریم تا اخر باید پاش وایستیم. وقتی می گیم مردم بی جنبه هستن باید تا اخرش پاش وایستیم . نباید خودمون هم همون بشیم. این از اثرات همون پست بودنه. اصلا گه می خوری یه حرفی می زنی که بعد ضدش عمل می کنی. حیفه بگیم زندگی سگی. حیف. به خدا سگ زندگیش بهتره .
تف به این زندگی
ترو خدا می بینی؟ مثلا ما ادمیم. اخه خدا مگه نمی دونستی چی می افرینی؟پس چرا افریدی؟ می خواستی به ما بخندی؟ می خواستی به گه کشیده شدن زندگیمون و ببینی؟ می خواستی ببینی این اشرف مخلوقاتت چه کثافتایی هستن؟؟؟؟ خب ببین. اره ببین. خوب نیگا کن. لذتش و ببر.
اگه این زندگی هستش تف به این زندگی بشاش توش
خدایا بسه. تمومش کن. واسه من و تموم کن. هر چی می خواستم بهش رسیدم. بقیه اش و می دونم که بهش نمی رسم خودم و هم جر بدم نمی شه. خودم می دونم. پس بسه برام . همین قدر کافیه. ترو جان هرکی دوست داری زود تمومش کن راحت شم از دست این زندگی.
پ.ن: افسانه ي حيات چيزي جز اين نبود.....
يا مرگ ارزو........
يا ارزوي مرگ.....