پ.ن:من حوصله ندارم تو وبلاگ خودم بنویسم اومدم اینجا...!!!
حوصله هیچکس و هیچی و ندارم!![]()
((خطر گاز گرفتگی
نزدیک نشید))
حرف اخر: می ترسم................ ![]()
![]()
شب تاره،بی قراره
دلی که چاره نداره
نفسم مونده تو سینه
چشم من به راه یاره
ولنتاین مبارک!![]()
پ.ن:
اینم وبلاگ عشق منه برید ببینید تازه باز کرده البته اون یارو میلاد نیستا
اونیکی هستش
!
حرف آخر: دلم می خواد یکی و ببینم
خیلی دلم می خواد . می گه نمی شه می دونم اگه بخواد می شه ولی حالا که نمی شه ولی من دلم می خواد
...... فکر کنم با الان گفتن شد هزار بار قول می دم نشه هزار و یک بار![]()
خدایا من چقدر بد بختم... چقدر بد شانسم...برم لب دریا برم دریا می گنده........ این جاسوس از کجا پیداش شد؟؟
بابا می زاشتی من یه هفته وبلاگ بزنم بعد می اومدی جاسوس بازی در می اوردی......... الاغ به خدا زندگی خصوصیم هستش به کسی ربطی نداره .... به هرکی بخوام می دم به هر بخوام نمی دم ادرسش و اصلا به کسی چه زندگی خودم هست به کسی ربطی نداره .... اصلا به درک هر کی می خواد بگه من ادرسش و بهش می دم...... به درک برو گمشو............... گمشو گمشو گمشو گمشو......... برو به جهنم...مرتیکه گوساله خیالت راحت شد به همه ادرسش و می دم...... خوبه؟؟؟ حالا دیگه گمشو دیگه هم کامنت نزار...... من اگه پیدات کنم پدرت و در می ارم.....................
به خاطر اینکه از بی وبلاگی شدید رنج میبرم و خیلی بیکارم اومدم تو وبلاگ مرصاد بنویسم....اونم بدون اجازه...
....اخه وبلاگ خودم تو پرشینه دیگه....و هنوز پرشین برای من باز نمیشه و مینویسه هکیدنش....البته به خاطر تنبل بودن شدید من طبق معمول مرصاد وبلاگمو آپیده....
....منم اومدم تلافی....ولی باور کنید هیچ چیزی بدتر از این نیست که بعد از دوسال یه شبه بی وبلاگ بشی!!!...... حالا همه میتونن برن وبلاگم هاااا جز خودم.....به هرحال تصمیم گرفتم اینجا بنویسم.....
....طبق معمول بدون اجازه....آخه این مرصاد هیچی نمیگه وقتی بدون اجازه ازین کارا میکنم.....منم پررو تر میشم خب.....دیگه به من چه....تقصیر خودته عزیزم.....صد دفعه بهت گفتم به امثال من رو نده....که خداروشکر تو گوش نکردی و رو دادی.....
.....حالا دیگه بسه برای امروز.....تا وقتی پرشین باز نشه من مزاحم مرصادم.....چه بخواد چه نخواد.....
........برم دیگه....
پ.ن یا شاید حرف آخر:![]()
![]()
میمیرم برات!
-بمیر،بمیر دیگه! خاک بر سر درغگوت کنم مرتیکه ی کثافت!
حرف اخر:یه کاری بگو که بتونی انجام بدی!
اون حسه داره تکرار می شه
خب مثل اینکه خدا ول کنه ما نیست یه شیش تا یه ماه پیش یه هشتا هم این ماه .
ایشالا ماه دیگه دورقمی می شه همینطور دوتا دوتا داره می ره بالا حالا شاید برا ماه دیگه سه رفت بالا
نمی دونم شاید
خدایا شکرت
هیمن دیگه
چیزه دیگه ای نمی تونم بگم
می گم چقدر حال می ده یه هفته مدرسه نری بعد یه هفته بری مدرسه ببینی فرداش تق و لقه .....
چقدر بعضی ها اشغال هستن....الان محرم شده یه سری ها خیلی حال کردن اره دیگه مثلا می رن عزای امام حسین.......برن ما که بخیل نیستیم... ولی یکی نیست بگه بی شعورها تمام سال دم مدرسه دخترونه تلپین این یه ماه و دیگه ول کنیم اونم تو هیت....... نتیجه می گیریم که نه بهتره نگم خودتون بگیرین
حرف اخر:دوست مارو بلند کردن(( این حرف خودش بود عین همین و گفت)) من که نمی خوام بگم منظورم رینگو هست.....حالا یه وبلاگ زدن الان ادرسش و دقیق نمی دونم ولی اماده باشین که بریزین تو وبلاگش
خب منم مثل اون کلاغ رو سیاه رفتم و اومدم.
خوب بود
یعنی عالی بود
ولی هیف !
افسوس........
من که ادم بشو نیستم
یعنی دوست دارم بشم
ولی نمی شم
خودم با اینکه دوست دارم ادم بشم ولی نمی زارم ادم بشم
فهمیدین ؟؟؟
اگه نفهمیدین اشکال نداره
چون خودمم نمی فهمم
به هر حال پنج روز از دستم راحت بودین
این 5روزه خیلی دلم برا نت تنگ شد
همون روز اول کافی نت پیدا کردم ولی نشد که بیام یعنی وقت نشد
خب بازم اومدیم تو این خراب شده..................
پ.ن:محرم شده!
حرف اخر:هر کاری می کنم نمی تونم کامنت بزارم....اذیت می کنه...کرم داره......
پ.ن:هیچی...
خب دیگه...مرصاد نیست و من باز دارم اینجا مینویسم...ولی خیلی بده که نیست...من دلم برا مرصاد تنگ شده
.....واقعا دارم میمیرم از بی مرصادی!!!![]()
..........این چند روز هم (فقط دو روز) انقدر دیر گذشت و میگذره که حال آدم گرفته میشه
.........خب بسه دیگه...اینم نوشتم که نگه ننوشتی!!!... دیدین این مامانبزرگا که میخوان برن مسافرت به همه سفارش میکنن باغچهی خونشون و آب بدن.... مرصاد هم همون مدلی سفارش وبلاگشو کرد....
پ.ن:من نمیدونم این رینگو
کجاس؟......
به کوری یه سری ادم خر به اصطلاح روشن فکر انرژی هسته ای حق مسلم ماست چه صلح امیزش چه غیر صلح امیز هیچ کسی هم نمی تونه هیچ گهی بخوره ......... الاغ بفهم این دیگه بازی حزبی نیست این برا کل کشوره........ خیلی بده یه سری احمق خر به خودشون بگن روشن فکر.......
حرف اخر:این منم ،
این تو،
آن همسایه ،
آن انسان!
این مائیم!
ما ،
همان جمع پراکنده،
همان تنها،
آن تنهاهائیم!
همه خاموش نشستیم و تماشا کردیم.
ننگ مان باد این جان!
شرم مان باد این نان!
ما نشستیم و تماشا کردیم!
حرف اخر:نميدانم كه دردم را سبب چيست؟ ........همي دانم كه درمانم تويي بس
حرف اخر:سرم داره می ترکه.................
از سه شنبه تا به الان به یه نتیجه ای رسیدم..... خیلی خوشبختم........ با این همه به اصطلاح بدبختی ها ولی خیلی خوشبختم..... خیلی....... بد بختی یعنی چی؟؟؟ این همه ادم نعمت داره ولی بازم دارم می گم بد بختم ......... دیگه چی از خدا می تونم بخوام؟؟ خواستنی زیاده ولی این همه چیزی که خدا به من داده کم نیست خیلی ها هستن که همین نعمتارو خدا بهشون نداده........پدر، مادر، خواهر، برادر..... یه دوست خوب که می شه خیلی چیزا رو بهش گفت با این که ندیدمش با این که اصلا هیچ ذهنیتی در موردش ندارم.....یه زندگی معمولی ..... اصلا این همه ادم که به من اهمیت می دن و می ان وبلاگم........ اصلا خوندنتون مهم نیست همین که می این خیلیه.................. من الاغ زندگی و به خودم سخت می گرفتم....... ولی بعضی ها هستن که زندگی به اونا سخت گرفته....... این بعضی ها خیلی هستن.......باحاله... خیلی باحاله چقدر خر بودم من........حالا زندگی و یه جور دیگه می بینم...... درسته زندگی شادی داره به همون اندازه هم غمم داره......پس نمی شه همیشه شاد بود...... یه موقه هایی ادم دلش می گیره..........خب دله........ کاریش نمی شه کرد..........اصلا به این می گن زندگی.... چه یه هفته باشه چه یه ماه باشه چه یه سال باشه چه صد سال باشه.......همین که هست یا به قولی محکوم به زندگی کردن هستیم.......... این حکم خداست...... اره یه موقه هایی بد پیله می شه..... ولی خب خداست ... قدرش و باید دونست......... چه خوشبخت باشیم چه بد بخت........ فقط باید قدر همه چی و بدونیم..... همه چی..... که نمی دونیم....... باید سعی کنیم بدونیم...... همین که سعی هم بکنیم قدرش و بدونیم بازم خوبه.....
دیروز و امروز چقدر من نصیحت کردم... در صورتی که حالم از نصیحت به هم می خوره...... احتمالا شما هم همین حال و دارین........
حرف اخر: گربرتن من زبان شود هر مویی..................یک شکر از هزار نتوانم کرد