مثل اینکه فردا عیده ... اره عیده... عیده... خب پس عیدتون مبارک!!!!
یه مدته خوشم نمی اد خاطرات بنویسم...... یعنی می اد ولی نمی اد............ خب الانم اومدم که اومده باشم ...می خوام بنویسم که نوشته باشم.... خب چی بنویسم؟؟؟؟؟ نمی دونم ............. ای بابا دارم قاطی نمی کنم تاحالا اینطوری نشده بودم که نتونم بنویسم هر موقه که اینجا نمی نوشتم می تونستم چرت وپرت برا دوستم بنویسم الان اونم نمی نویسه منم نمی تونم بنویسم برا همین کم اوردم اساسی...............
حرف آخر:مرجان................................... تولدت مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ای برده امان از دل عشاق کجایی
تا سجده گذارم
حرف اخر:حرف اخرم کجا بود...![]()
حرف آخر:دارم زرنگ می شم.......
فرق موتور هواپیما با اتوموبیل می دونین چیه؟؟
این سوال و تو کارگاه بچه ها چند بار پرسیدن و من یادمه کم کم دوبار معلمه برامون توضیح داد که قابلیت موتورهواپیما اینه که اگه موقه استارت زدن روشن نشده دیگه روشن نمی شه و یه مشکل داره اما وقتی استارت خورد و روشن شد دیگه به هیچ وجه خاموش نمی شه... اما یادش رفت این و بگه که این در مورد ایران و هواپیما های ایران نیست ....البته شایدم تو توهم بوده چون خلی ادم خلی هست و همیشه تو کارگاه چرت می زنه به هر حال خیلی جالبه که یه هواپیما در یک لحظه دو تا موتورش خاموش بشه با این اتفاق یعنی این معلم ما شعر گفته .جالب اینجاست این هواپیمای فرمانده های سپاه بوده بابا فرمانده هارو هم ادم حساب نمی کنن پس وای به حال هواپیماهای مسافر بری................. من نمی دونم تو کجا دنیا بر می دارن 8 9 تا فرمانده ی رده بالا رو با یه هواپیما جابجا می کنن اصلا یه حرف خنده داره ....دلم برا خانوادشون می سوزه 8سال جنگ شهید نشدن اونوقت الان دود شدن رفتن اسمون....
حرف اخر:دلم من گرفته زینجا......
![]()
تو خوابی
او خواب است....
همه خوابند
حرف اخر: نیست یکدم شکند خواب به چشم کس
ضرب المثل هرکی خربزه میخوره و اینا رو شنیدین؟........این یعنی اینکه هرکی وبلاگ میزنه آپدیت هم میکنه
........حالا اینو به چه زبونی باید به آقا مرصاد گلم بگم نمیدونم.........شرط میبندم پست قبل هم یکی دیگه نوشته.......بسکه این بچه تنبله
........رینگو هم که رفته جزو خاطرات....مرصاد جونم میخواستی همکار بیاری کسی و می آوردی که حداقل هفته ای یبار آپ کنه................(من چقدر نق میزنم)........خب دوستای عزیزم هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم
......نفری یه کامنت پر محتوا برای این دوتا بذارید که بیان اینجارو آپ کنن..........انقدرم تنبل بازی درنیارن.......
پ.ن:هربار اینجا نوشتم سعی کردم جوری بنویسم که دیگه مرصاد نگه وبلاگمو آپ کن...یعنی خودش بنویسه......امیدارم ازین به بعد واقعااا خودش بنویسه.......ضمنن من خودمم..........
وقتی خورشید سحرگاه امروز طلوع کرد
چشمانم درخشید
انعکاس نورهای رنگارنگ گویی جشنی در باغ زیستن به راه انداخته بود
همه پویا بودند
ابرها فعا لتر
آسمان آبی تر
دل ها آرام تر
امروز خورشید ظهر تیز نبود .. نرم بود همچون ابریشم.. ابریشمی به طراوت میلاد پروانه
غروب مفهوم دیگری داشت ... رنگ غنچه های شکفته به مهر
آخر امروز روز آفرینش بود
روز آفرینش تو
تولدت مبارک
تولدت مبارک