تبليغاتX
مرتیکه غارنشین
شنبه سی ام مهر 1384



سلام

خب امروز زیاد چیزی ندارم بگم یعنی دارم بگم ولی به درد کسی نمی خوره بهتره از مدرسه شروع کنم

اول که رسیدم مدرسه سرایدار مدرسه به قیافه ام گیر داد(نمی دونم مدرسه مگه ناظم نداره؟)

زنگ اول عربی داشتیم()

زنگ دوم دینیتازه اخر زنگ یه مثبت الکی داد که تشویق بشیم بیشتر اذیتش کنیم

دو زنگ اخر هم مکانیک عمومی داشتیم و به کلی خسته شدیم

الانم که دلم برا یکی تنگ شده نمی دونم شاید امروزم نتونم باهاش حرف بزنم راستش و بخواین تنها دلیل نت اومدن من این دوستم هست که نمی شه ولش کرد خیلی دوست داشتم نت نیام ولی نمی تونم

 راستی اینجا رو برید فرمش و پر کنید. البته اگه دوست داشتین که می دونم دوست دارید.نمی دونم توضیح بدم یا ندم ولی بهتره خودتون برید و بخونین در موردش و اگه دوست داشتین پر کنید چون اگه من بگم ممکنه براتون بد جا بیوفته.

پرنده خانم یا پگاه خانم یا پرنده کوچولو ((چندتا اسم داری بشر)) خیالت راحت شد؟؟؟؟ اینم پست جدید .((ببخشید... اصلا یادم بنود... فکر کنم اینطوری بهتره.. امیدوارم بخشیده باشی))

 

خب ما رفتیم

تا بعد

 





                                                               +   14:30    مرصاد   








پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384



اول سلام           

 

دوم باید عزای عمومی و اعلام کنم چون مرتیکه غارنشین اصلی دیگه نمی نویسه و وبلاگش و پاک کرده.خیلی دلم سوخت البته فکر کنم یه هفته دیر فهمیدم. می بینین چقدر بامعرفت شدم جدیدا. به هر حال اقا رامین یا علی ((اخر نفهمیدم اسمت چیه)) خیلی ناراحت شدم  ولی همیشه به یادت هستم.

 

اصلا چرا من اول دوم گذاشتم؟؟؟؟

خب می بینم که اول هفته و با ضد حال شروع کردم حالا اخر هفته و هم باید با ضد حال تموم کنم.

نمی خواد بگم چی بود ضد حالم بگذریم.نمی دونم چی بنویسم اصلا نمی دونم برا چی می نوشتم قبلا

الان یه سوال برا خودم پیش اومده برا چی تو این وبلاگ دارم می نویسم؟؟؟ نمی دونم فکر می کنم خیلی لوس هستش نمی دونم شاید خل شدم((خل خودتی اااا حالا ما یه چیزی گفتیم))اون موقه که اون یکی وبلاگ و داشتم خیلی دوست داشتم مثل بقیه خاطره بنویسم الان که خاطره می نویسم دلم برا اونجا تنگ شده. دیگه روم نمی شه اون و اپ کنم اخه حدود دوماهه که به دوستای اون وبلاگ سر نزدم..البته اونجا هنوز غم زده هست.نمی خوام دوباره تو اون حال وهوا البته خود به خود تو اون حال و هوا هستم ولی نباید نشون داد بخصوص تو مدرسه چون اون موقه دیگه بیا و درستش کن .

اصلا نظرتون با یه وبلاگ دیگه چی؟؟

 

اهان داشت یادم می رفت دوستان فراخوان یادتون نره  بنویسین البته یکمی موضوعش گیج کننده هست قبول دارم ولی اگه بخواین می شه نوشت.پس منتظر ایمیلاتون هستیم.

 

خب دیگه نمی دونم چی بگم یعنی اینایی هم که نوشتم نمی دونم چطوری نوشتم باید یه بار بخونمش ببینم ایندفه چه چرت و پرتی باید به خوردتون بدم.. دلم براتون می سوزه که باید اینارو بخونین  دیگه ببخشید

 

فکر کنم اگه خفه بشم بهتره که شما بیشتر از این الاف((؟؟)) نشین

 

تا بعد





                                                               +   18:59    مرصاد   








شنبه شانزدهم مهر 1384



سلام

خب دیدم چند روز از خاطرات چرت مدرسه و ننوشتم گفتم بزار بنویسم شاید یه موقه ای بخونمش  یادی از گذشته بشه.

امروز شنبه اول هفته بود و باید این موجود و تحمل می کردیم . این موجود خیلی شبیه قارچ هست ولی سمی .البته یکی از بچه ها گفت بزار بریم بوسش کنیم شاید سرما بخوره ولی یاد یه نکته نبود که اگه اون موجود و بوس کنه  موجوده شاید سرما بخوره ولی خودش وبا می گیره حالا بگذریم این بشر اخر تهاجم فرهنگی هستش دیگه کلمه ها رو هم مثل این عربای ملخ خور              تلفظ می کنه ولی خوشم اومد بچه همون جا مسخرش می کردن بخصوص  رو کلمه ی ((صنع)) این کلمه و خیلی ناز تلفظ کرد اگه می دونستم اینقدر قشنگ تلفظ می کنه ازش فیلم می گرفتم  ولی حیف که از دستم رفت.

اهان داشت یادم می رفت... دوستان ترو خدا ابرو داری کنین ما یه کاری و شروع کردیم جون من تنهام نزارین

این فراخوانی که انجام شده و که خوندین؟ هر چند خط می تونین بنویسین اصلا فرض کنین می خواین در باره خدا و خودتون بنویسین شده یه خطم بنویسین وایمیل کنین ... حتی اگه نمی تونین بنویسین پوسترش و بزارین تو وبلاگتون.. ثواب داره ...

خب یادتون نره ها..

راستی دیدین امسال ماه رمضان حال نمی ده؟ نمی دونم برا چی ولی اصلا خوش نمی گذره

 

خب  فعلا بسه

تا بعد





                                                               +   14:34    مرصاد   








جمعه پانزدهم مهر 1384







                                                               +   14:15    مرصاد   








چهارشنبه سیزدهم مهر 1384



نمی دونم نظرتون در مورد این دنیا مجازی چیه؟ این یه دنیاست  که داریم توش زندگی می کنیم اصولا دوست هم پیدا می کنیم ولی برا چی؟ هدفمون چیه؟ برا چی وقت تلف می کنیم؟ برا چی باید الکی یه نفر و دوست داشته باشیم؟ اونم تو دنیای مجازی که هیچ چیزیش درست نیست همش مثل خوابه .. ولی خدا کنه خواب نباشه .. این دلبستگی که این دنیا اسیرش شدیم .نمی دونم تو این دنیا دوست داشتن معنی داره؟ دلتنگی برای کسی که تا حالا حتی قیافه اش و ندیدم چه  معنی داره؟

این ندونستن ها ادم و عذاب می ده  همین که ادم می گه نمی دونم  خودش عذابه.

خب الان ماه رمضان شد و به امید خدا تو این ماه ادم می شم ولی چشم خودم اب نمی خوره واقعا چه قدر بدبختم.

نمی دونم چی بهش بگم اما تنها باید ازش معذرت خواست.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید.ببخشید

 

امیدوارم بخشیده باشی .. خیلی دوستت دارم امید وارم فکر نکنی مجازی هست

 

خب فعلا ما رفتیم

تا بعد

 





                                                               +   16:8    مرصاد   








یکشنبه دهم مهر 1384



سلام

 

می گم نظرتون در مورد مرگ چیه؟  دوست دارین چطوری بمیرین؟

هر جور خواستین بمیرین ولی  با مریضی نمیرین که خیلی مصیبته.خدا کنه ادم یه شب بخوابه دیگه بلند نشه خیلی بهتره  به خدا خیلی خیلی بهتره.

من از 5شنبه یه سرما خوردم  الان تا 7جدم جلو چشممه. تازه دکتره یه قرص خواب اورد بهم داد گفت این و بخور تو خواب دارو ها بهتر عمل می کنن نمی دونم از این چرت و پرتا. ما این قرص و 3ظهر جمعه خوردیم  مثل خرس خوابیدم تا 5 صبح((ببین من که خودم اخر خوابم تاحالا اینقدر نخوابیده بودم))

دیگه الانم مثلا بهترم خیر سرم. فقط این نصیحت و از من داشته باشین  همیشه دعا کنین که راحت بمیرین  نه با بیماری و این چیزا.حالا ما که رفتنی شدیم اگه کاری انور دارین بگین  براتون انجام بدم.

 

دوستان هر کی هم خواست بگه من کاراش و درست کنم زودتر بیاد که تنها نمونیم اونجا.

 

یه دل اینجا پر پره

یه دل اینجا می پره

دیگه وقت رفتنه  

لحظه ی نبودنه

دل که اواره می شه

گریه فواره می شه

فقط اسمون براش مثل گهواره می شه

بعد هر خنده غمه

بعد شادی ماتمه

پشت این شهر قشنگ

می دونم جهنمه

گذر از یه اتیشه

که نه خاموش نمی شه

عاشقی که چشم به راه ست

دیگه باید راهی شه

 

 

تا بعد(( اگه بعدی برای زندگی ما تعریف شده باشه))

 





                                                               +   22:33    مرصاد   








جمعه هشتم مهر 1384



سلام

امروز تقریبا تولد مولانا هستش . منم چون خیلی دوسش دارم گفتم این پست و برا مولانا بنویسم  و یکی دوتا شعرش و بزارم که بخونین و حال کنین.

 

 

 

یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا

یار تویی غار تویی خواجه! نگه دار مرا

 

نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی

سینه ی مشروح تویی بر در اسرار مرا

 

نور تویی سور تویی دولت منصور تویی

مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا

 

قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی

قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا

 

حجره ی خورشید تویی خانه ی ناهید تویی

روضه ی امید تویی راه ده ای یار مرا

 

روز تویی روزه تویی حاصل در یوزه تویی

اب تویی کوزه تویی اب ده این بار مرا

 

دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی

پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا

 

این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی

راه شدی تا نبدی این همه گفتار مرا

 

 

 

 

چنین بود زندگی مولانای ما،زندگی این خداوندگار بلخ و روم که برای وصول به عشقی واقعی،برای نیل به از خود رهایی در مقام فنا، وبالاخره برای سیر تا ملاقات خدا که راه ان در فراسوی پله های حس و عقل و ادراک عادی انسانی است،از زیر رواقهای غرور انگیز مدرسه که شک و وسوسه ان را کمینگاه شیطان می دارد،و از فراز منبری که در بالای ان ادمی انچه را خود بدان تن در نمی دهد از دیگران مطالبه می کند،خیز برداشت و با حرکتی سریع و بی وقفه،پله پله نردبان نورانی سلوک را یکنفس تا ملاقات خدا  طی کرد-یک نفس،اما در طول مدت عمر شصت و هشت ساله که برای عمر تاریخ یک نفس هم نبود.اما از وقتی این نفس کوتاه فانی به ادبیت متصل شد نفس باقی و سرمدی که جان جانهاست همراه با صدای شعر او،و همراه با اهنگ نی جادویی او عالم را در هر نفس از عطر نحفه های حیات پر می کند و روحهای مستعد را به افقهای متعالی می کشد-پله پله تا ملا قات خدا-

 

 

 

تا بعد





                                                               +   10:32    مرصاد   








سه شنبه پنجم مهر 1384



سلام

خوبین؟؟   می گم نه به اون چند روز که همش اپ می کردم نه به الان که سه روز تقریبا شده که اپ نکردم.

به هر حال می ریم مدرسه  یکمی سرم شلوغ شده  البته از یه لحاظ خوبه که دیگه فکرای چرت و پرت به سرم نمی زنه. خب از کجاشروع کنم؟؟؟؟؟  اهان امروز تو کلاسمون دعوا شد         هر کاری کردم بهشون گفتم بچه ها به خدا اول سال هست و جو کلاس و خراب نکنین اگه خراب بشه دیگه درست شدنی نیستا  تا اخر سال مصیبت داریم  ولی کو  گوش شنوا    منم که به عنوان سفیر صلح و دوستی دیدم نمی شه کاریش کرد خودم و کشیدم عقب  تا کتک نخوردم و اونا هم مثل سگ همدیگه و زدن .... اصلا به درک...  حالا فرداباید ببینیم چی می شه.. خدا کنه کسی لو نداده باشه وگر نه پای همه کلاس گیره.

 

خب این از خاطره ی اشغال دوران مدرسه تو این مدت یه ادم اشغالی با ای دی من ان شده و پس وبلاگ یکی و گرفته و برداشته گند زده به وبلاگ طرف بعد زنگ زده به من می گه خودت یه کاریش بکن اخه من موندم این مرتیکه اشغال برا چی برداشته گند زده به وبلاگ مردم   حالا موندم تو گل که چی کار کنم  یه کاری کرده که دیگه وبلاگش به روز نمی شه  خدا به دادم برسه ... بد بخت شدم رفت.

 

الان زیاد حال ندارم بنویسم وگرنه می خواستم در مورد انتخاب اسمم بنویسم ولی حال ندارم اینم به خاطر عزیزترینم نوشتم که دیگه دلخور نباشه اگه یادم بود فردا براتون می نویسم بدک نیست  جالبه.

 

خب فکر کنم بهتره دیگه خفه بشم  چون خیلی خستم 

اگه زنده بودم فردا اپ می کنم...

موفق باشین

تا بعد





                                                               +   20:4    مرصاد   








شنبه دوم مهر 1384



سلام

 

خب دوم مهرم  تقریبا به خیر گذشت و تموم شد. ولی به ضد حال خیلی خیلی خیلی خیلی  بزرگ امروز داشتیم.معلم دینی مون یه اخوند بود.

وقتی اومد تو کلاس همه شدن اینطوری  بعد یکی دودقیقه اینطوری شدن                بعدش   اینطوری

واقعا خیلی ضد حال بود حدود 45دقیقه حرف زد 30دقیقه اش عربی بود. همینطوری حرف می زد  انگار که کم نمی اره  بعدم تو این زنگ سه دفه از بچه ها پرسید که کتاب ندارین  اخر سر بهش گفتیم اقا به خدا  مدرسه کتاب می ده  ما نخریدیم  اونوقت تازه فهمید که موضوع چیه اما در کل دوتا سه تا بچه شر امروز خودشون و نشون دادن حالا ببینیم فردا چی می شه.

 

راستی فکر کنم همتون صبح زود رفتین  ولی من داشتم شما رو از خواب بیدار می کردم  نشد که خودم زود برسم حالا احتمالا فردا زود می رم .

 

خب فکر کنم الان باید برم ولی واقعا این ساعت و کشیدن عقب ادم گیج شده  ما بعد 4ماه داشتیم اختلاف زمان و یاد می گرفتم الان همش قاطی شده حالا تا بیام یاد بگیرم عید شده و دوباره روز از نو.

 

فکر کنم دیگه بسه چون چیز دیگه ای نمونده

پس تا بعد

 





                                                               +   20:22    مرصاد   








شنبه دوم مهر 1384



برات عروسک خريدم ............يه خرسه آبيه ناززززززز............اسمشم گذاشتم محمددددددد............اول خواستم بذارم مرصاد........ديدم بده هم به تو بگم مرصاد هم به خرست............بعد گذاشتم محمد.........که هم اسمتون يکی باشه هم من بهتون يه چيز نگم................از تو هم بيشتر دوسش دارم..............اصلا نميدمش بهت...........مرد گنده عروسک ميخوای چيکار

 

این و که خوندید یه تیکه احساسات خوب نسبت به من بود.حال کردین اینقدر می گیم سوغاتی بیارید عمل کنید((شانس مارو ببین حالا کم کم باید 6ماه صبر کنم تا شاید بتونم به زور ازش سوغاتی و بگیرم)).

 

خب الان نمی دونم چی باید بنویسم یعنی چیزی به ذهنم نمی اد  ولی به هر حال باید بلند شد و رفت مدرسه

بچه محصل بودن همین مشکل و داره .دیشب هرچی فکر کردم دیدم هدفی برا این مدرسه رفتن ندارم.

فکر کنم دیرم داره می شه اولین روز و حوصله گیر این عوضی هارو ندارم .

اگه زنده موندم فردا اپ می کنم شایدم همین امروز ظهر

 

تا بعد




                                                               +   6:59    مرصاد   








شنبه دوم مهر 1384



سلام.

این پست و برا این نوشتم که بگم من ادم بشو نیستم  حالا حالاها بیدارم دیگه هم از این فکرای بد نکنین که من زود می خوابم.

بقیه و فردا صبح می نویسم.

 





                                                               +   1:33    مرصاد   








جمعه یکم مهر 1384



سلام

دیشب کلی حال کردیم . تو میدون ونک ایست بازرسی گذاشته بودن منم داشتم رد می شدم دیدم عجب کلاش های باحالی دادن دست اینا. نو ی نو  بود  فکر کنم همون دیشب از جعبه برداشتن  خیلی ناز بود بعدشم یه کاور های باحالی تنشون کرده بودن . خیلی خوشم اومد  گفتم اگه می خوان گیر بدن خوبه با یه قیافه خوبی به ادم گیر بدن نه کثیف و شلخته  بعد یه کمی رفتم بالاتر دیدم عجب ترافیکی شده  جالب اینجا بود  همه ماشین ها قبل از اینکه برسن به ایست مورد خودشون و پیاده می کردن   بعد دور میدون دوبار ه سوارشون می کردن.. خیلی بامزه بود  حیف که یکی از دوستای خلم باهام نبود وگر نه کلی الافشون می کرد.

حالا بگزریم فردا و می خواین چی کار کنیم.

وای خدا  خیلی زود این تابسون گذشت باور کنین من اصلا ماه مرداد و یادم نمی اد چی کار کردم فکر کنم امسال اصلا مرداد نداشتیم .

وای حالا فردا صبح زود باید بیدار شم  اصلا خوشم نمی اد  این ماه رمضان  هم افتاده تو مهر اضلا حال نمی ده   کاشکی تو اذر بود که دوماه مدرسه می رفتیم بعد مدرسه و زود تعطیل می کردن  تو مهر حال نمی ده  زود تعطیل شیم.

الان دارم فکر می کنم می بینم باید دو هفته حرفای تکراری این معلما رو گوش بدیم که شما دیگه بزرگ شدین  نمی دونم  چند سال دیگه می خواین وارد بازار کار بشین  و  ازدواج کنین       و  از همین چرت و پرتا.

 

خب الان خیلی خیلی خوشحالم  ولی ناراحتیم بیشتر از خوشحالیم هست .

بالاخره اومد        خیلی حال کردم امروز از خواب بیدار شدم بلافاصله ایمیلش و خوندم داشتم بال در می اوردم.  واقعا داشتنش یه نعمته .

 از اونجایی که عادت دارم از همه شیرینی بگیرم((چقدرم می دن)) منم شیرینی می دم  هر کی می خواد فردا 7صبح بیاد دم میدون ونک  یا اگه نتونستین 3ظهر  بیاین جای دقیقشم کنار داروخانه قانون   (( دیدین من از همه بهتر شیرینی می دم  یاد بگیرین ))   دوستان نترسین من بچه دزد نیستم  کلیه هاتونم نمی خوام بدوزدم  از این لحاظ خیالتون راحت باشه

 

راستی کسی ای اس پی خوب سراغ نداره؟؟؟؟  یه ای اس پی  خوب که  فیلترش کم باشه به خصوص یاهو. به هر حال اگه سراغ داشتین  حتما بگین

 

 تا بعد

 

 

 

 





                                                               +   13:8    مرصاد   








 

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM